ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

225

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

عملى را كه در انجام آن اهمال كرد ، نسبت به آن ضعيف مىشود ؛ او گفت : هر فردى كه از خردى لجوج و وقيح بار آمد ، اميد باصلاح او نبايد داشت ، ولى اگر لجوج و حريص بود و وقاحت نداشت ، نبايد از اصلاح او نااميد گرديد . مىتوان گفت اگر وى تأديب شود ، به انسان عفيفى مبدل مىگردد ؛ او گفته است : حياء يك نوع ترسى است كه شخص به علت نقص خود در برابر افراد برتر خود ، بدان حالت درمىآيد ؛ او گفت : انسان ممكن است ، اخلاق خود را اصلاح كند ، به شرط آنكه خود را بشناسد زيرا خودشناسى همان حكمت بزرگ است و انسان به علت آنكه خود را دوست دارد ، طبعا در خود نيكىهائى مىبيند كه در او نيست ، حتى آنكه جمعى از مردم خود را شجاع يا كريم مىدانند ، درحالىكه آن‌طور نيستند . اما در مورد عقل مثل آنست كه تمام مردم به خود گمان برند كه از هركسى عاقل‌تر مىباشند درحالىكه پيداست كم‌عقل‌ترين مردم هستند ؛ او گفته است : عادل كسى است كه قادر به ستم باشد ، اما ستم نكند و عاقل كسى است ، كه طبيعت هر چيزى را بداند و حقيقت آن را درك كرده باشد ؛ او گفت : عجب كيفيتى است كه آدم خودپرست دوست دارد داراى صفتى باشد ، كه در او نيست ؛ او گفته است : كسى كه بدنش سالم نيست و پنجاه ساله بود نبايد تسليم مرض شود و بدن خود را رها كند ، بلكه بايد در مقام سالم ، زيستن باشد ، و لو آنكه بطور كامل سلامتى را بدست نياورد ، چنان كه بر ما هم واجب است كه صحت و سلامتى خود را زيادتر نمائيم و فضيلتى بر فضائل بيفزائيم و لو وقت آن را نداشته باشيم ، كه بپايهء مرد حكيم برسيم ؛ او گفته است : انسان مىتواند خود را از اين عقيده كه اعقل از ديگران است به ترتيب زير خلاص كند : از ديگرى بخواهد كه معايب و محاسن و صواب و خطاى